ولایت مطلقه ی فقیه

مقاله ایی پیرامون ولایت فقیه نوشته ام که شأن نزولش در وبلاگ دیگری بود لینک دانلودش را این جا هم گذاشتم .

 

برای دانلود نوشته بر این جا کلیک کنید

فشار بر شورای نگهبان نقطه ی اشتراک فتنه و انحراف

«چقدر امروز هوا خوب است. به نظرم یکی از بهترین روزهای بهاری است.» این دو جمله پاسخ محمود احمدی نژاد به خبرنگاری بود که عکس العمل او را نسبت به رد صلاحیت اسفندیار رحیم مشایی پرسیده بود.

این روزها فشار زیادی روی اعضای شورای نگهبان وجود دارد و این گستاخیِ عده ایی از سیاست مداران مرهون هزینه های نظام در فتنه ی 88 است.
ادامه نوشته

ائتلاف های اصولگرایان مانع ائتلاف اصولگرایی

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA /* /*]]>*/ /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;}


ائتلاف 2+1 چند ماه قبل از آغاز اعلام کاندیداتوری ها رسانه ایی شد. این ائتلاف به همت دکتر ولایتی با مشارکت آقای قالیباف و آقای حداد تشکیل شد. حداد عادل پیرامون پشت پرده ی تشکیل ائتلاف می گوید:

یک روز در حاشیه جلسه مجمع تشخیص مصلحت دکتر ولایتی با من صحبت کرد و گفت که با قالیباف صحبت کرده ایم و قرار است تدبیری بیاندیشیم که برای تشکیل ساز سازو کاری که با هم رقابت نکنیم.آیا توهم حاضری که در چنین جمعی شرکت کنی؟من هم قبول کردم و آن را به نفع مصلحت کشور دانستم.

اولین و مهمترین خبری که پس از بحث پروژه ی انتخابات آزاد در کشور پیرامون انتخابات ریاست جمهوری اتفاق افتاد خبر ائتلاف سه تن از اصولگرایان مطرح در عرصه ی سیاسی کشور بود. این ائتلاف البته کمی عجولانه و بدون مشورت با بزرگان سیاسی کشور و احزاب بود شاید به همین خاطر

ادامه نوشته

فراز و فرود های یک جبهه

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA /* /*]]>*/ /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;}

مقدمه

جبهه ی پایداری ریشه در گفتمان سوم تیر سال 1384 دارد. برای بررسی این جبهه ابتدا باید شاخصه های گفتمان سوم تیر از دو منظر ارزشی و کارآمدی برای نظام تحلیل کرد. در منظر ارزشی باید ارزش های این گفتمان را با ارزش های اصیل انقلاب اسلامی ایران مقایسه کرد و در مقام کارآمدی عقبه ی این ارزش ها را در متن جامعه و نخبگان سیاسی بررسی کرد. نمی شود در شعارها دم از عدالت اقتصادی زد و بدنه ی اجتماعی گسترده ایی برای خود دست و پا کرد ولی در متن کار همان سیره ی مخالفین به کار گرفته شود. میزان کارآمدی شعارهای گفتمان بستگی به ثبوت افراد و تسلط آن ها به ابعاد مختلف آن ارزش ها دارد، بطوری که بتوانند با توجه به مقتضیات زمان و مکان نسخه ی کارآمدی برای آن طراحی و اجرا کنند. همان طور که حضرت امام خمینی با توجه به قرائت خاصی که از اسلام ارائه کرد توانست گفتمان سازی و به تبع فرهنگ سازی کند و در سال 1357 گام بسیار بلندی را برای اجرای آن در مختصات این عصر بردارد. اگر این مجموعه کامل شود شرایط برای تکامل جامعه مهیا می شود با توجه   به این توضیحات در ادامه به بررسی جبهه ی پایداری انقلاب اسلامی در بستر تاریخ می پردازیم.

جرقه های آغازین

دوره ی آقای خاتمی رو به پایان است و اصلاح طلبان با تمام نفوذی که در حاکمیت پیدا کرده اند با سرعت زیادی رو به افول هستند 

ادامه نوشته

همانطور که گفتند وحدت یک ضرورت است.

جزوه ی اصول (مفاهیم)

تقریر مفاهیم و چرکنویس مفهوم شرط و ...
ادامه نوشته

جزوه ی اصول (مباحث الفاظ-ظهور صیغه در وجوب)

دلالت هیئت امر بر وجوب

اقوال

ما از چند راه می توانیم استدلال بیاوریم بر این که صیغه ی افعل دلالت بر وجوب دارد اول این که منشا دلالت می تواند خود موضوع له باشد یعنی اگر شارع بدون قرینه خواست صیغه ی افعل را در معنای موضوع له استعمال کند ما صرف این استمعال حقیقی به وجوب برسیم در این صورت دیگر نمی توانیم بگوییم صیغه وضع شده برای بعث و ... بلکه باید بگوییم همان اول واضع اصن این هیئت را برای وجوب وضع کرده است. ولی اگر این را نگوییم یعنی بگوییم ما با قرائن خارجیه از معنای موضوع له به این نتیجه رسیدیم ظهور گرفتیم مقدمات حکمت را که پیاده کردیم دیدیم نمی شود که این مقدمات پیاده شود ولی کلام دلالت بر وجوب نکند مثلا نمی شود که مولی هازل نباشد و از طرفی ما هم وجوب از امرش نفهمیم.  این استدلال آقا ضیا است که البته استاد می گویند معتقد بود که به خاطر اکملیت در فرد وجوب نسبت به استحباب و یا اکثر تحققا و اکثر مصداقا ذهن حین استعمال منصرف به وجوب می شود و انس ذهنی برقرار است و متکلم روی این انس ذهنی حساب کرده است. ایشان وجوه انصراف را علت دلالت صیغه بر وجوب می داند.

اگر ما بگوییم معنای موضوع له در صیغه وجوب نیست دیگر نمی توانیم تبادر کنیم البته ظاهرا مرحوم آخوند این طریق را بعید ندانسته اند و به قول استاد فاضل ایشان این راه را برگزیده اند خود ایشان نیز درآخر مختارشان همین راه است. حالا این جا سوالی باقیست که چگونه این دو بزرگوار از طریق تبادر به وجوب رسیده اند با این که معنای موضوع له غیر وجوب است.

پس آن چه مشخص شده است این است که ما اول باید تکلیف معنای موضوع له صیغه را کشف کنیم سپس اگر وجوب بود که دلالت آن شکل می گیرد و مشکلی نداریم اگر وجوب در معنای موضوع له نبود باید برای دلالت استدلال بیاوریم مثل محقق عراقی بگوییم انصراف.

مختار مصنف

مرحوم مظفر همان طور که قبلا بحث کرده بودند معنای موضوع له صیغه ی افعل را نسبت طلبیه یا نسبت بعثیه می دانند. با این مبنا قاعدتا ایشان نمی توانند ظهور وجوب را به معنای موضوع له لفظ برگردانند. شاید بتوانیم بگوییم مرحوم آخوند که وجوب را با تبادر اثبات می کنند آن را موضوع له می دانند و مرحوم مظفر این جا از ایشان جدا شده اند. با این حساب دیگر نیاز نیست ایشان قول قدر مشترک بین وجوب و ندب را رد کنند چرا که این قول در فضای وضع است نه استعمال و ظهور. ایشان اقوال را به دو قسم تقسیم کردند اول ظاهر فی الوجوب ثانی حقیقه فی القدر المشترک بین الوجوب و الندب. در صورتی که بهتر بود با وضع و استعمال پیش می رفتند چرا که احکام این دو از یکدیگر متفاوت است. در آخر خود مرحوم مظفر قول سومی را اخذ می کنند که اولا ظاهر در وجوب است ولی نه از طریق وضع چه قدر مشترک و چه خود وجوب و نه از طریق آقا ضیا که همان انصراف بود در مقام ظهور و استعمال. بلکه ایشان می گوید ظهور سازی من بوسیله ی حکم عقل است که می گوید اطاعت از امر مولی و واجب است و لو خلی و نفسه ترخیص ترک ندارد. قاعده ی بعث المولی لایترک بلاجواب این اقتضا را دارد. یعنی عقل از امر مولی وجوب اطاعت را می فهمد.

 

 

 

اشکال به بیان مصنف

 این که با چه مکانیزمی این حکم عقل ظهورسازی می کند؟ باید توضیح داده شود چرا که بالاخره ایشان این بحث را در صغریات حجیت ظهور مطرح کردند و اگر می خواهند این طور صریح بگویند که با حکم عقل فهمیده می شود باید در مباحث عقلیه آن را بحث می کردند. این اشکالی است به ایشان که تاکید زیادی دارند بر عقلی بودن این دلالت. (فیکون الظهور هذا لیس من نحو الظهورات اللفظیه و لا الدلاله هذه علی الوجوب من نوع الدلالات الکلامیه) ایشان در ادامه می گویند نه از موضوع له است نه از مستعمل فیه ما تا الان در اصول ایشان غیر از این دو راهی برای دلالت نخوانده ایم باید ببینیم این چه نوع دلالت است که نه به معنای حقیقی باز می گردد نه معنای مجازی و قرائن. ایشان می گویند وجوب مثل ندب از حقیقت مدلول امر خارج است و حتی نه از کیفیات است نه از احوال مدلول. ایشان می گویند در ماده شاید کسی امکان توهمش بود چون هم معنا اسمی بود هم علو داشت ولی در این جا دیگر کسی نمی تواند این اشتباه را بکند و وجوب را داخل در معنای موضوع له بکند.

با همه ی این توضیحات ما در آخر متوجه نشدیم که منظور ایشان از این نوع دلالت چیست؟ یکی از قرائن دیگری که ایشان می آورند برای موضوع له نبودن وجوب، اتحاد در مستعمل فیه وجوب و ندب است که در بسیاری از احادیث جمع شده اند به صیغه ی واحده.

کیفیت ظهورسازی حکم عقل از دیدگاه آقای سبحانی

ما در الموجز در بخش مفاهیم خواندیم که منطوق دو نوع است صریح و غیر صریح. دلالت مطابقی و تضمنی را میگویند صریح و به دلالت التزامی می گویند منطوق غیر صریح که خود سه قسم است: اول دلالت اقتضا دوم تنبیه و سوم اشاره. دلالت اشاره همان فهم حضرت امیر بود از دو آیه که فرمودند اقل الحمل سته اشهر. این فهم مبتنی بر قضاوت و حکم عقل است و بدون استعانت از عقل عقلا آن را از الفاظ متوجه نمی شوند. شاید طبق بیان آقای سبحانی بتوان وجوب را از این باب ظهورساز دانست. ما از هیئت افعل به بعث می رسیم و بعث موضوع حکم عقل قرار می گیرد و می گوید لایترک بلاجواب در این صورت ما به مقتضای به مراد جدی شارع منتقل می شویم چرا که بالاخره این قاعده ی عقلایی است و شارع در این محیط خطابات خود را انجام می دهد. شاید با این تقریر بتوانیم این بحث را در صغریات ظهور نگه داریم چرا که این معنای صیغه ی افعل بود که موضوع حکم عقل را مهیا کرد از همین جا نتیجه می گیریم به خاطر عمومیت قاعده ی عقل هر جا ما از کلام مولی بعث فهمیدیم لازم بین بمعنی الاخص اش می شود وجوب. پس ضابطه در وجوب بعث است با هر لفظی که دلالت بعث پا بگیرد کافی است. همین که در ناحیه ی دوال بتوانیم بعث را برای عقل فراهم کنیم او حکم خودش را بار می کند. این توجیه را ما از الموجز برای کلام آقای مظفر آوردیم حالا باید ببینیم منظور ایشان واقعا همین بود باید برویم سراغ بحث مفاهیم و تا آن موقع صبر کنیم.

مویدات رد دیگر اقوال

ایشان دو تالی فاسد برای دو قول قبلی بیان می کنند. می فرمایند اگر وجوب و ندب هر دو در موضوع له باشد می شود استعمال لفظ در اکثر من معنی و اگر دو صیغه برای آن ها استعمال شود وحدت سیاق کلام از بین می رود. این مشکلات همه اش در ناحیه دلالت لفظی است اگر کسی دلالت را عقلی دانست دیگر با این مسائل مواجه نمی شود.

حالا با همین حدوسط بعث و حکم عقل ما میتوانیم ارتباط را با بحث بعدی برقرار کنیم که چون موضوع در حکم عقل بعث است اگر با غیر از هیئت افعل هم ما بعث را بفهمیم مجرای قاعده ی مولویت و عبودیت فراهم می شود. حتی اگر جمله خبری باشد.

جزوه ی اصول (مباحث الفاظ - مشتق)

تقریر بحث مشتق در مباحث الفاظ اصول

ادامه نوشته

جزوه ی اصول (صحیح و اعم)

تقریرات صحیح و اعم
ادامه نوشته

جزوه ی اصول (حقیقت شرعیه)

تقریر حقیقت شرعیه
ادامه نوشته

جزوه ی اصول (استعمال لفظ در اکثر از یک معنا)

استعمال لفظ در اکثر از یک معنی
ادامه نوشته

جزوه ی اصول (اصول لفظیه)

تقریر اصول لفظیه و موارد آن
ادامه نوشته

جزوه ی اصول (دلالت تابع اراده ی متکلم)

تقریر دلالت تابع اراده ی تابع متکلم
ادامه نوشته

جزوه ی اصول (علامات حقیقت و مجاز)

تقریر علامات حقیقت ومجاز
ادامه نوشته

جزوه ی اصول (استعمال حقیقی و مجازی)

تقریر استعمال حقیقی و مجازی
ادامه نوشته